یستمین شماره نشریه گل نرگس ویژه تابستان
ساعت ٩:٤٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٩  

بیستمین شماره نشریه گل نرگس ویژه تابستان 1389 به همت دبیرخانه انتظار موعود معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی تهران منتشر شد.

در این شماره مطالبی همچون «سرمقاله»، «سخنان آیت الله قائم مقامی به مناسبت همایش حکایت ناتمام»، «نقش دو امام در معرفی همدیگر»، «دادخواهی»، «اشتراکات اهداف و موقعیت زمانی فرهنگی، سیاسی»، «مشابهات یاران و نقش زنان در دو قیام»، «همراهی یاد هر دو امام در ایام سال»، «یکسانی القاب»، «عاشورا مقدمه ظهور»، «پیش گویی ها، هشدار و انذار پیامبر و ائمه در مورد تاریخ دو امام در آینده»، «شعر»، «دل نوشته ها»، «دو عنصر مهم تشکیل دهنده نهضت انقلابی عاشورا و مهدویت»، «مکتب انتظار در آئینه عاشورا» و «سکوت بغض هایم» نگارش یافته است.بیستمین گل نرگس به بازار آمد

 

در بخشی از سرمقاله شماره بیستم آمده است: «سلامم را کوتاه می کنم، چون این بار سلام زیباتری را پیشاپیش چشمانتان خواهید دید. سلامی از روی راستی و صداقت، دیگر این سلام از من و امثال من نیست که بوی کهنگی و رنگ زنگار گیرد، سلامی است همیشه زنده، همیشه پاینده، سلام منتظری که به زیارت عزیزی رفته، عزیزی عزیزتر از جانش، پدرش، مولایش و آرمانش... سلامی و زیارتی از ناحیه مقدسه امام زمان به پیشگاه امام شهیدان در دانه آفرینش حسین(ع)...»


بیستمین شماره نشریه گل نرگس ویژه تابستان ۱۳۸۹ به صاحب امتیازی دبیرخانه انتظار موعود معاونت فرهنگی جهاد دانشگاهی واحد علوم پزشکی تهران و مدیرمسئولی سیدحسن ابوالحسنی در ۵۴ صفحه منتشر شده است.

علاقه مندان می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر با نشانی تهران، صندوق پستی ۶۶۱۵-۱۴۱۵۵ مکاتبه نموده و یا با شماره ۰۲۱۶۶۴۸۲۶۷۰ تماس حاصل نمایند.


 
 
ساعت ٦:٥٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۸ مهر ،۱۳۸٧  

چه کنیم که خدمتگزار خوبی باشیم؟ راههای خدمتگزاری چیست؟ چگونه باید خدمت کرد؟ چه عواملی باید دست به دست هم بدهند تا روحیه خدمتگزاری درجامعه گسترش پیدا بکند؟ فواید ونتایج خدمتگزاری چیست؟ تاثیر خدمتگزاری روی کسی که خدمت می گذارد روی محیط اجتماعی روی منافع ومصالح ملی یک ملت ودربسط فرهنگ مهرورزی وخدمتگزاری چیست؟ وظیفه آموزش وپرورش دراین رابطه چیست؟ وظیفه دولت ومسئولین وظیفه رسانه ها، واصحاب فرهنگ وتبلیغات درگسترش فرهنگ خدمتگزاری چیست؟آیا بدون روحیه خدمتگزاری دربین آحاد مردم یک کشور ویک ملت می تواند به قله های سعادت برسند؟ آیا بدون روحیه خدمتگزاری مشکلات جامعه برطرف می شود ؟آیا بدون روحیه خدمتگزاری فاصله ها وتبعیضها ومحرومیت ها برطرف خواهدشد؟

سوال این است چگونه خدمتگزار خوبی برای جامعه باشیم؟ دانش آموزان چه می توانند بکنند؟ چگونه می توانند با تلاششان به کشورشان و خانواده شان خدمت کنند؟
منجی در ادیان
پرسش مهر5
پرسش مهر6
پرسش مهر7
پرسش مهر8
پرسش مهر 9خدمتگزاران

 

 

 

 


 
رئیس جمهور در جدیدترین یادداشت وبلاگ خود:برخی منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در
ساعت ٥:٠٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢۳ خرداد ،۱۳۸٧  

محمود احمدی نژاد رئیس جمهور در جدیدترین یادداشت وبلاگ شخصی خود نوشت: در عصر امام خمینی(ره)، لیاقت آن را یافتیم که به چشم خود، دو فرهنگ سیاسی متفاوت را به موازات یکدیگر، تجربه و ‏مقایسه کنیم. در یکسو، سیاستمدارانی بوده و خواهند بود که تنها بر مدار سیاست و قدرت و چرتکه اندازیهای عادی و ‏مادی، تحلیل می‌کنند و تصمیم می‌گیرند.

 

 
 

آنان هیچ وقت و هیچ کجا، دست خدا و مدیریت الهی را نمی‌بینند و هرگز، ‏حتی هاله‌ای از نور عنایت خدا را که در عصر خمینی عزیز بر این ملت باریدن گرفت، مشاهده نمی‌کنند. اصطلاحاً ‏مذهبی‌اند اما نه اهداف و نه طرز محاسبات سیاسیشان، با اهداف و با طرز محاسبات مادیون عالم، تفاوتی ندارد. منکر ‏تدبیر الهی و دست غیب خدا در عرصه انقلابند و درست مثل ماتریالیستهای عالم، حضور خدا و حجت خدا را در ‏تحولات عالم و سیر تاریخ بشر انکار می‌کنند و ای کاش فقط انکار می‌کردند، به سخره می‌گیرند و نیشخند می‌زنند.‏

اما خط دوم، خط خمینی است که نه سیاستمدار، بلکه حقیقتمدار بود. او سیاست را هم از منظر معنوی می‌دید، ‏دست خدا را بالاتر از همه دست‌ها به وضوح می‌دید، در هیچ مرحله ای از مراحل مبارزه، ماده را مستقل از معنی ندید و ‏هرگز تن به محاسبات صرفاً مادی نداد و هرچه می‌شد و می‌کرد به خدا و عالم بالا نسبت می‌داد. انقلاب را کار خدا ‏می‌خواند، جمله‌های او با خدا آغاز می‌شد، می‌گفت قلب مردم را خدا منقلب کرد، خرمشهر را خدا آزاد کرد، ‏ابرقدرتها به اذن خدا نابود خواهند شد، فتوحات رزمندگان را فتح الهی می‌خواند زیرا فتح بدست اوست و ما رمیت اذ ‏رمیت و لکن الله رمی.

در معجزه طبس که طوفان شن، جنگنده های مهاجم آمریکایی را نابود کرد و دقیقا آنگاه که ‏دوست و دشمن، مشغول تفسیرهای صرفا سیاسی و نظامی‌از ماجرا بودند او صریحاً اعلام کرد که آن شن ها مأمور خدا ‏بودند. او تحول ملت ایران را تحولی الهی می‌دانست و می‌گفت این یک امر غیر عادی است که حاصل شده و از ‏اول انقلاب و پس از پیروزی تاکنون هرچه دیدیم معجزات بوده است. او می‌گفت جنود غیبی همانطور که در صدر ‏اسلام بود همان تاییدات غیبی ملائکه الهی امروز هم با ماست و بدون توجه خاص حضرت بقیه الله(عج) کاری نمی‌‏توانیم بکنیم. او همه جا جنود خداوند را می‌دید و از همه چیز، تفسیری الهی و ماوراء مادی داشت بی آنکه سلسله ‏عوامل ظاهری و طبیعی را انکار کند. ‏

همه جا نام مبارک ولی خدا، حضرت صاحب الامر(عج) را به عنوان صاحب اصلی انقلاب و آنکه این انقلاب را باید ‏تحویل او بدهیم بر زبان می‌آورد، پیروزی‌های جبهه را به نام آن حضرت، به ثبت می‌رساند و پیشرفت انقلاب و اقبال ‏دلها به این نهضت را محصول عنایت ناجی بشریت و برپا کننده عدل جهانی می‌نامید و انقلاب خود را مقدمه انقلاب ‏جهانی ایشان می‌دانست.‏

او همه چیز را تحت عنایت الهی و نظارت حجت خدا می‌دید و همانگونه که آن روز، برخی گروه‌های سیاسی، این ‏طرزتعبیر را مصداق ارتجاع و خرافه می‌نامیدند امروز نیز کسانی، دیگر حتی هاله‌ای از نور هم نمی‌بینند، خداوند را از ‏محاسبات سیاسی خود، کنار گذاشته اند و می‌خواهند خود صاحب و مالک انقلاب باشند، حال آنکه در منطق خمینی ‏بزرگ، صاحب اصلی انقلاب، حجت خدا و توده‌های مردم بودند.‏

اینان، همان سیاستمداران و قدرتمدارانی هستند که اگر مذهبی هم باشند، جهانبینی مذهبی ندارند و تنها از ادبیات ‏مذهبی، استفاده می‌کنند، و الا اگر همچون خمینی کبیر، توحید افعالی را پذیرفته بودند، ولایت تکوینی حضرت ولی ‏عصر(عج) به اذن خدا را مورد تمسخر، قرار نمی‌دادند و هاله‌های نور را نه فقط در گوشه‌ای از عالم انکار نمی‌کردند، ‏بلکه عالم را سراسر غرق در نور عنایت و تدبیر خداوند می‌دیدند.

امام عارفان به ما آموخت که سیاست را و همه چیز را ‏از چنین چشم اندازی بنگریم و همه جا و در همه چیز و در همه پیروزی‌ها، دست خدا و عنایت حجت خدا را ببینیم و ‏هیچ حسنه‌ای را به خود، و هیچ سیئه‌ای را به خدا نسبت ندهیم و پیروزی‌ها را اتفاقی ندانیم و نگوییم فلان حادثه، اتفاق ‏افتاد و هیچ پیروزی را نیز مغرورانه به خود نسبت ندهیم.

در منطق امام خمینی، نباید از محاسبات مادی ذره‌ای غافل ‏شویم، اما هرگز نباید در محاسبات مادی نیز غرق شد. او حتی در فرو ریختن چهارده کنگره کاخ کسری هنگام تولد ‏پیامبر اعظم(ص) علامتی معنوی بر وقوع انقلاب اسلامی‌ ایران در قرن چهاردهم هجری می‌دید، در هر حادثه ظاهراً ‏طبیعی، یک زمینه ماوراء طبیعی و دست خدا را می‌دید و همه پیشرفت‌ها و پیروزی‌هایی را که نابینایان خودبین به خود ‏منتسب می‌کردند، او که نایب مهدی(عج) بود به مهدی(عج ) متعلق می‌دانست و همه را از برکت او می‌دید.‏

من امروز نیز فقط و فقط، تحلیل‌های سیاسی از نوع امام(ره) را موفق می‌دانم و حال که تبدیل جنبش ظاهراً کوچک پانزده ‏خرداد به یک نهضت عظیم و بین المللی از شرق آسیا تا قلب اروپا و از آسیای میانه تا عمق آفریقا را می‌بینیم، می‌توانیم ‏آزمون موفق این چشم انداز را حتی با چشم مادی هم ببینیم و هرچه هم قسی القلب باشیم، نمی‌توانیم هاله‌های نور خدا ‏را منکر شویم. هرکس نمی‌بیند به کوری خود اعتراف کرده‌است.‏

وقتی به چشم دیدیم که پیشرفت‌های عظیم علمی‌ و اقتصادی دهه سوم انقلاب، چگونه نتیجه عملی تحریم‌ها و ‏محاصره اقتصادی دهه اول و دوم است، در حالی که نتیجه عادی و طبیعی تحریم‌ها باید به ضعیف شدن ما منجر می‌شد ‏ولی برعکس صد بار قویترمان کرده‌است، چگونه می‌توانیم هاله‌ها و امواج نور الهی را نبینیم؟! اگر شن‌های طبس ‏مأمور خدا بودند و اگر صاحب اصلی انقلاب دلواپس این انقلاب است، پس چگونه است که کسانی از دعوی مدیریت ‏الهی عالم، تعجب کرده و آن را مورد تمسخر قرار می‌دهند؟!‏

وقتی محاصره نظامی‌و حضور اشغالگران در شرق و غرب و شمال و جنوب که طبق محاسبات مادی، باید به ترس و ‏ضعف و تسلیم یا حتی فروپاشی جمهوری اسلامی‌ می‌انجامید، پس از 5 سال، کاملاً نتیجه عکس داده و جمهوری ‏اسلامی، قدرت اول منطقه و یکی از چند قدرت تأثیرگذار در سطح جهان شده است، آیا این چیزی جز مدیریت الهی ‏است؟ و آیا مصداق بارز عنایت حجت خدا که متولی همه امور از طرف خدا و واسطه فیض و هدایت اوست، نیست؟

‏آیا این همان دست غیبی و ولایت باطنی حضرت صاحب الامر(عج) نیست که امام بارها می‌گفت که در حوادث ‏مختلف، می‌بینیم که گره‌های فروبسته چگونه به طرز غیر طبیعی و ماوراء طبیعی، گشوده می‌شود در حالیکه هیچ کاری از ما بر نمی‌آمده و گاه ما حتی از اصل خطری که ما را تهدید می‌کرده است، بی اطلاع بوده‌ایم و مقام معظم ‏رهبری نیز چندین بار این مضمون را از امام عزیز نقل کرده‌اند.‏

اگر عده‌ای فریبکارانه تلاش می‌کنند این حقیقت را به طرز فکر باطل حجتیه نسبت دهند، تحریف بی ثمری است. ‏تفکر حجتیه‌ای، از مفهوم مهدویت و انتظار ، فرهنگ تسلیم و سازش و تفکیک دین از سیاست را نتیجه می‌گرفت و ‏به نفی تکلیف می‌رسید. حال آنکه امام که همواره خود و نهضت را زیر سایه حضرت می‌دید، فرهنگ انتظار و ‏مهدویت را پشتوانه مبارزه و جهاد و سیاست معنوی و انقلاب الهی خود می‌خواند و به اثبات تکلیف می‌رسید و این ‏تفاوت بسیار مهمی ‌است.‏

امام که از ولایت تکوینی انسان کامل و ولی خدا و از مدیریت و هدایت حضرت همچون خورشیدی که از پس ‏ابر، همچنان نور و انرژی می‌بخشد سخن می‌گفت و هرگز نه تعیین وقت برای ظهور کرد و نه مشکلات و کمبودها را ‏به پای حضرت نوشت، آیا او ادعای الوهیت یا ربوبیت برای حضرت و یا برای خود کرد؟ آیا اگر صاحب اصلی انقلاب ‏را حضرت ولی عصر (عج) می‌دانست، قصد خرافه پردازی یا عوام فریبی و سلب تکلیف از خود را داشت؟!‏

برای من جالب و در عین حال مایه تأسف بود که چگونه یادآوری همین عقاید واضح شیعی و دیدگاه صریح امام(ره) با ‏وسعتی عجیب و تحریف‌هایی ناجوانمردانه از چپ و راست مورد حمله قرار گرفت!

نوشتند که احمدی نژاد در هیئت ‏دولت موقع نهار، یک ظرف غذا هم برای حضرت روی میز می‌چیند! احمدی نژاد در دوره شهرداری، مسیر حرکت ‏کاروان حضرت از مکه به تهران را پیشاپیش آسفالت کرده است! احمدی نژاد مدعی ارتباط با حضرت شده و گران ‏شدن برنج را، محصول مدیریت حضرت و تصمیم ایشان دانسته است! و این در حالی بود که من چند بار گفته ام که ‏برخی گرانیها، و نه همه آنها، اتفاقاً محصول مدیریت پنهان و ائتلاف مافیائی در بازار با برخی سیاستمداران از همان نوعی ‏که گفتم و کار کسانی است که پس از سه سال، هنوز هم رأی مردم را فصل الخطاب ندانسته و به اراده مردم در ‏انتخابات ریاست جمهوری نهم، تسلیم نشده اند و از مردم و دولت، یکجا انتقام می‌گیرند.

متأسفانه آنانکه مسئول ‏رسیدگی و اجرای عدالت اند نیز اصل وجود مفسدین اقتصادی را منکر می‌شوند و گویا پیام هشت ماده ای رهبری را ‏هم شعاری و عوام فریبی می‌دانند! مشاهده نور خدا در عالم سیاست و در فتوحاتی که پیاپی در لبنان فلسطین تا عراق و ‏ایران و حتی در نیویورک، به نفع ارزش‌های انقلابی و اسلامی‌ واقع می‌شود، برای آنان که در دامان فرهنگ توحیدی ‏امام خمینی پرورش یافته اند و برای نسل انقلاب چیز عجیبی نیست بلکه ندیدن این هاله‌های نور است که عجیب وعیب ‏است.

آری، حجت خدا، زنده و حاضر است و ادامه حیات در روی زمین، به اذن خدا، پیوسته به حضور حجت الهی در ‏زمین است و حضرت، این انقلاب را و شیعه و مسلمین را و بلکه مستضعفین عالم را به حال خود، رها نکرده و نخواهد ‏کرد. آری هرگز خداوند خود را کنار نکشیده و امور عالم و آدم را به کسی جز خود واگذار و تفویض نکرده و این ‏تفکر غالیان است اما خداوند از طریق ولی و حجت خود، عالم را مدیریت و تدبیر می‌کند و مفهوم ولایت تکوینی ‏اولیای الهی، همین است.

ما مفتخریم که سیاستمدار به آن معنی که در ابتدا گفته شد نیستیم و ان شاء الله هرگز هم ‏نخواهیم شد. ما باید همچون امام خمینی(ره) باشیم که خود را در محضر خدا و عامل اجرایی دین خدا و در خدمت ‏حجت خدا می‌دید و نه برای خود، استقلال و منیتی قائل بود و نه برای دشمنان و ابرقدرت‌ها، کمترین حیثیت و قدرتی ‏می‌دید. و لذا نه می‌ترسید، نه مأیوس می‌شد و نه هرگز دچار غرور می‌گشت.‏

سالگرد 14 و 15 خرداد، فرصتی برای بازگشت به جهانبینی توحیدی و هاله معنوی خمینی بزرگ است و ملت ما هم ‏انتظار فرج از نیمه خرداد می‌کشد.‏

این دولت در سه سال گذشته کوشیده است با جهان بینی امام راحلمان، به صحنه بنگرد و تفکر معنوی آن مجاهد عارف ‏را خرافه نمی‌داند. سراسر زیارت جامعه کبیره که امام آن را ترک نمی‌کرد حاوی همین جهان بینی توحیدی و شیعی ‏است و در عین حال این دولت هرگز ضعف ها و خطاهای احتمالی خود را در عرصه سیاست یا اقتصاد به پای امام و ‏والاتر از او حضرت ولیعصر(عج) ننوشته و امروز که با افتخار و کمال قدرت، سال چهارم خود را نیز از مبدأ 15 خرداد ‏با نشاطی همچون سال اول و روز اول به قصد تحولات بزرگ در عرصه‌های مهم مدیریت و اقتصاد کشور آغاز می‌‏کند، شجاعانه مسئولیت آن را می‌پذیرد و صادقانه، بر وجود موانع ساختاری و سیاسی و مافیایی نیز تأکید می‌کند.

اما ‏به دور از هر نوع بهانه جویی و عافیت طلبی، اعلام می‌کند که تا آخرین ساعت و دقیقه این دولت، به وظیفه خود در ‏برابر خدا و مردم، عمل می‌کنیم و با استفاده از نخبگان همفکر، موانع را به لطف خدا کنار می‌زنیم زیرا چنانچه پیشتر ‏نیز گفته ام، بدون اصلاح بزرگ در سامانه اقتصادی که ارکان آن عبارتند از نظام مالیاتی، گمرک و واردات و ‏صادرات، نظام تأمین اجتماعی، نظام پولی و بانکی، نظام یارانه‌ها، و سیستم توزیع کالا و تجارت داخلی، نه ‏توسعه مداران به توسعه خواهند رسید و نه عدالتخواهان به عدالت، نزدیک خواهند شد و این دولت که در پی توسعه ‏عدالت محور است با همه قدرت و پشتیبانی ملت و حمایت رهبری و همکاری مجلس به فضل خدا در این یکسال، ‏کلید تحولات بزرگ علمی ‌و حساب شده در این عرصه‌ها را خواهد زد.‏

اگر دهه چهارم انقلاب، دهه پیشرفت و عدالت است، بدون تغییرات بزرگ در این چند عرصه، هیچ کاری نمی‌توان ‏کرد. هنر بزرگ، آن است که به خداوند، اعتماد کنیم و مردم را باور کنیم، هاله‌های نور را ببینیم و به عنایت حضرت‏‏(عج)، دلگرم باشیم، و راه خمینی عزیز را نه با زبان، که با ذهن و قلب و دست، ادامه دهیم، نسخه‌های ترجمه‌ای را ‏تبدیل به متن مقدس نکنیم و به عقل و تجربه و اندیشه ایرانی و جوانان دانشگاهی خود نیز احترام بگذاریم زیرا چنانکه ‏امام عاشقان و مقتدای عاقلان گفت: ما می‌توانیم. ملت ما توانست و به فضل الهی بیش از این ها نیز خواهد توانست.


 
شاخصه‌ها، ضرورت‌ها و ابعاد راهبرد نوآوری و شکوفایی
ساعت ٩:۱٦ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٧  

 

انقلاب نوآوری از آن جهت برای دستیابی به پیشرفت مقرون عدالت ضرورت دارد که برخی از تئوریسین‌های اقتصادی و نسخه‌های اقتصاد غربی فاصله طبقاتی و تبعیض و بی‌عدالتی را از الزامات توسعه می‌دانند؛ لذا برای کسب این دو مقوله به ظاهر متضاد نیازمند نوآوری و ابتکار می‌باشیم.


نوآوری می‌تواند در ابعاد مختلف بروز وظهور داشته باشد هرچند در زمینه‌های علمی و فن آوری به‌شکل مرسوم تحت عناوین اختراعات و ابتکارات صورت می‌گیرد. این روند در حوزه اندیشه و فلسفه با سرعت کندتری تبلور داشته است. در بعد اجتماعی نیز نوآوری از دیرباز مورد توجه جامعه شناسان قرار داشته و دارد. نوآوری در خصوص مسائل فرهنگی نیز بویژه در جوامع ارزشی و دینی همواره به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود؛ اما آنچه در سال جاری بیش از هر چیز مدنظر است نوآوری و خلاقیت در بعد اقتصادی در جهت حل مشکلات معیشتی مردم و گشایش در بن بست ها بوده و ملموس بودن و عینیت بخشیدن به نوآوری ها، به عنوان یک ضرورت مطرح می‌شود. از همین رو بر شکوفا شدن نوآوری های قبلی و زحمات گذشته از سوی رهبر معظم انقلاب تأکید شده است لذا به نظر می رسد ضمن آنکه همه خواص و عوام باید جهت  فراگیرکردن فضای نوآوری در جامعه بکوشند اما باید این نوآوری‌ها تبلور عینی در عرصه جامعه داشته باشد.


کلمات کلیدی: نوآوری ،کلمات کلیدی: شکوفایی ،کلمات کلیدی: پرسش مهر
 
نوآورى و شکوفایى گفتمان دهه چهارم
ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱٧ خرداد ،۱۳۸٧  

واژه‌هایى چون نوآوری، نوگرایی، نواندیشى و ... را بسیار شنیده‌‌ایم و اساسا این رهیافت‌ها به گونه‌اى در وجود بشر نهادینه شده و به عنوان موهبتى الهى خود را نمایان کرده‌اند که انسان همواره در طول تاریخ حیات خود به دنبال نو شدن و نوگرایى بوده و البته همین امر موجبات تکامل مادى و معنوى او را فراهم نموده و انسان غارنشین عصر حجر را که از فکر و اندیشه و تمدن بى‌بهره بوده به انسان متمدن و عالم و موحد مبدل کرده است. گرایش آدمى به روش‌ها و راه‌هاى جدید و پویایى او براى رسیدن به مصادیق و مفاهیم نو، رمز شکوفایى و تکامل علوم و فنون در تاریخ بشر بوده و در اندیشه دینى ما نیز عنوان گشته هر روزى که براى فرد نسبت به دیروزش تحول و نو شدن اتفاق بیفتد، آن روز برایش عید است

واژه‌هایى چون نوآوری، نوگرایی، نواندیشى و ... را بسیار شنیده‌‌ایم و اساسا این رهیافت‌ها به گونه‌اى در وجود بشر نهادینه شده و به عنوان موهبتى الهى خود را نمایان کرده‌اند که انسان همواره در طول تاریخ حیات خود به دنبال نو شدن و نوگرایى بوده و البته همین امر موجبات تکامل مادى و معنوى او را فراهم نموده و انسان غارنشین عصر حجر را که از فکر و اندیشه و تمدن بى‌بهره بوده به انسان متمدن و عالم و موحد مبدل کرده است. گرایش آدمى به روش‌ها و راه‌هاى جدید و پویایى او براى رسیدن به مصادیق و مفاهیم نو، رمز شکوفایى و تکامل علوم و فنون در تاریخ بشر بوده و در اندیشه دینى ما نیز عنوان گشته هر روزى که براى فرد نسبت به دیروزش تحول و نو شدن اتفاق بیفتد، آن روز برایش عید است. در یک شماى کلى مى‌توان گفت مبناى هر حرکت و پویایى در هرگونه نوآورى و نوگرایی، حقیقت‌گرایی، علم‌گرایى و تعالى‌گرایى براى بشر بوده و باید باشد و چنانچه انحرافى در این مبادى و مسیر رخ دهد، بشریت و دستاوردهاى او با مخاطرات جدى روبه‌رو خواهد شد. انسان تعالى‌گرا و نوگرا با ذهن و فکر کاوشگر خود راه‌هاى ناشناخته را پیموده و معماهاى لاینحل و کارهاى خارق‌العاده دیروز را به مسائل جارى و روزمره زندگى امروز خود تبدیل نموده است. البته در این میان برخى نوآورى‌ها و ابتکارات، موجبات گرفتارى بشر را فراهم کرده و حتى حیات او را بر روى کره زمین به مخاطره انداخته است. مصادیق فراوانى را مى‌توان سراغ گرفت که در واقع ثمره تلاش‌هاى علمى و نوآورى‌هاى فکرى بشریت بوده ولى میلیون‌ها انسان را به کام مرگ کشانیده و این ناشى از همان انحراف بر مبناى نوآورى و نوگرایى است. بنابراین بایستى دقیقا روشن شود که نوآورى و نوگرایى و نواندیشى با کدام هدف در دستور کار قرار مى‌گیرند و فلسفه واقعى آن‌ها چیست؟ باید تاکید نمود تفاوت‌هاى ظریفى در این 3 واژه وجود دارد که عمده این تفاوت‌ها در این مسئله قابل خلاصه است که نوآورى بیشتر در روش‌ها و رویکردهاست یعنى در پى هنجارشکنى و ارزش ستیزى و بایسته گریزى نیست؛ نوگرایى در گرایش به راه‌ها و راه‌حل‌هاى نو و مبانى جدید قابل تبیین است و نواندیشى به اتخاذ اندیشیدن‌ها و اندیشه‌هاى تازه اشاره دارد اما عمومیت این 3 واژه و نقطه اشتراک آنها شاید این باشد که هدف‌گذارى‌ها و افق‌هاى ترسیم شده نباید با این آورده‌هاى جدید در ماهیت و اساس دچار تغییر و انحلال شوند، البته در این مجال کوتاه، نمى‌توان در این باب بحث بسیار داشت و مى‌توان آن را به فرصت‌‌هاى آتى موکول کرد...

در سال جدید هم که از سوى رهبر معظم انقلاب شعار نوآورى و شکوفایى به عنوان راهبرد برنامه‌ها و اقدامات دولت و ملت تعیین گردیده در وهله اول بایستى تبیین دقیق و عمیقى از این نامگذارى و اهداف و انتظارات رهبرى نظام صورت پذیرد، ثانیا تلاش شود تا نوآورى به عنوان یک‌ “ارزش” و شکوفایى به عنوان یک “فرهنگ” به جامعه (بویژه جوانان، نخبگان، گروه‌هاى مرجع اجتماعى و ...) شناسانده شود. ثالثا اکنون که در آستانه دهه چهارم انقلاب و استقرار نظام اسلامى هستیم، باید بتوان ضمن تحکیم مبانى انقلاب و پافشارى بر حفظ اصول و هدف‌گذارى‌هاى جامع و تام اولیه، تدابیر صحیح و حکیمانه‌اى براى تحقق مطالبات ملت و برآورده سازى اهداف مشخص شده در پیش گرفت.

توامان سازى هدفمند در مقوله پیشرفت و عدالت، به عنوان یک موضوع کلان و نو که از سوى مقام معظم رهبرى عنوان شده، گفتمان غالب نظام اسلامى در دهه چهارم از عمر انقلاب است. مسئله این است که چگونه مى‌توان با حفظ اصول عدالت اسلامی، پیشرفت و ترقى اقتصادى و اجتماعى را در دستور کار قرار داد؟ یعنى پیشرفتى که ناظر بر عدالت باشد و عدالتى که متضمن پیشرفت مادى و معنوى کشور گردد. بدیهى است باید از تمام ظرفیت‌هاى فکرى و دانشگاهى کشور براى این پرسش اصلى گفتمان غالب بهره جست و این جز با کارهاى نو و ابتکارى و میان‌بر امکان‌پذیر نخواهد بود و شایسته است تمام تلاش‌هاى نوآورانه و شکفتگى‌ها در همین مسئله متمرکز گردد. نکته پایانى اینکه به هر روى در مسیر نوآورى و شکوفایى که البته در هر حوزه (اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، دیپلماسی، نظامی، تکنولوژیکى و...) به نحوى متفاوت قابل تبیین و هدف‌گذارى است مى‌توان دو پیامد امید آفرین براى کشور و انقلاب در نظر گرفت: یکى به نتیجه رسیدن تلاش‌ها و برنامه‌ریزى‌هایى که تاکنون انجام شده و دیگرى شیرین شدن کام مردم در پى خدمات نظام.

رسالت 21/1/87


 
توسعه و پیشرفت از دیدگاه رهبر معظم انقلاب
ساعت ٤:٠٩ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

 

 ۱- فرار مغزها و نخبگان  : دانشجویان و برگزیدگان علمی در المپیادها  ویا کنکور به دلیل پیشنهاد مراکز دانشگاههای مختلف وبورسیه شدن در کشورهای خارجی بعضی تمایل به تحصیل در کشورهای خارجی را دارند. اما بهتر است که امکانات و زمینه ی ادامه تحصیل برای چنین افرادی در کشور اسلامی خودمان فراهم باشد و به آنها بهای بیشتری داده شود تا اینکه از خروج افراد متخصص وصاحب فن  و مولد علم جلوگیری کنیم  . و از وجود آنها در پیشبرد اهداف کشورمان استفاده کنیم. و اینکه  فکر ایرانی و عمل ایرانی بطور مستقل وبدون وابستگی  به کشورهای دیگر در رسیدن به اهداف و خودکفایی فعال باشد .و  باعث افتخار و  سرافرازی وطن خویش باشد.

 2  - عدم شایسته سالاری و جایگزینی روابط به جای ضوابط  : در واگذاری امور  واستخدام ها و انتصاب ها بر اساس ضوابط صورت گیرد تا افراد شایسته و صاحب آگاهی وتخصص بر گزیده شوندو نه بر اساس روابط ، که افرادی ناآگاه وبدون تخصص لازم به کاری گمارده شوند.و این خود عاملی است که مانع از پیشرفت می شود .

3- نبودن تمرکز در سرمایه گذاریها و عدالت اقتصادی ومالی : اگر در برنامه های اقتصادی وسرمایه گذاری ها دقت لازم صورت نگیرد و هدفهای اساسی ومهم مد نظر قرار نگیرد و عدالت اقتصادی اجرا نشود ، اینها خود نیز مانعی برای پیشرفت هستند.  

 4  - نبودن اطلاع رسانی یکسان و به روز رسانی منابع علمی وفرهنگی : در نشر و گسترش علم و فناوری روز  بطور مجدانه کوشا وفعال باشیم  که در غیر این صورت مانعی برای پیشرفت کشور خواهد بود .

 5-  عدم شناخت دشمن و راههای  نفوذ آنان : دشمنان کشور ما همیشه در کمین هستند که از هر طریقی که  بتوانند در کشور ما نفوذ داشته باشند و مانع از ترقی و پیشرفت کشورمان شوند. با این وجود ما به عنوان یک ایرانی باید هوشیار و بیدار باشیم تا از مداخله و نفوذ آنها جلو گیری کنیم و راه را بر آنان ببندیم و آنان را در رسیدن به اهدافشان نا کام بگذاریم.و این کار بسیار مهمی است که اگر به آن بی توجه باشیم ویا اینکه راه نفوذ آنها را نشناسیم ، از این طریق مانع از پیشرفت کشورمان در تمام امور از جمله : علمی ، فرهنگی ، اقتصادی، اجتماعی ، سیاسی ، صنعتی و ... خواهیم شد . به همین دلیل باید همیشه آگاه وبیدار باشیم تا فریب آنان را نخوریم و ازنفوذ و سلطه بیگانگان بر کشورمان جلوگیری کنیم .  

 6- تفرقه و سستی : هرگونه تفرقه چه از طرف دشمنان ما باشد یا در بین خودمان باشد عاملی برای جلوگیری از پیشرفت خواهد بود .و همچنین اگرتک تک ما در کارها کاهلی وسستی داشته باشیم وبا جدیت و پشتکار  و علاقه به انجام امور محوله نپردازیم  باعث اختلال در انجام امور کشور و عقب ماندگی  وعدم پیشرفت کشور خواهیم شد . بنابر این لازم است با اتحاد وپشتکار و خلاقیت در پیشبرد کشورمان نهایت سعی و تلاش را بنماییم .

 7- جذب  مسائل  فرعی ( مثل مدرک گرائی بدون تجربه وتخصص وتعهد ): اگر تنها هدف مدرک گرایی و استخراج فارغ التحصیلان بدون علم وآگاهی و تجربه لازم باشد ، اداره امور کشور و انجام و پیشبرد اهداف دچار اختلال خواهد شد  و مانع از پیشرفت خواهد شد .

 8 - عدم مدیریت صحیح: اگر برنامه ریزی های امور، خرد وکلان کشور  تحت مدیریت صحیح وشایسته و دلسوزانه قرار نگیرد باعث بی نظمی و عدم دست یابی به اهداف مورد نظر می شود ومانعی برای کشور ما ن در راه پیشرفت خواهد بود .

  9 -  اعتیاد  : آلوده بودن بعضی از ا فراد در جامعه باعث رکود در نیروی انسانی فعال وکارامد می شود . واز این طریق هم در انجام کارها  اختلال پیش آمده و یکی از موانع پیشرفت محسوب می گردد.


 
اولین پله پیشرفت‌
ساعت ٤:٠٦ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

جهان با سرعت شگفت‌انگیز در حال تحول و تغییر است. همه چیز از اقتصاد و فناوری تا علم و فرهنگ و سیاست در حال جابه‌جایی است.
می‌خواهیم بدانیم فرهنگ کار دچار چه تغییراتی شده است و می‌شود.
ما در چیزی شبیه دهکده جهانی زندگی می‌کنیم. باید با چشمانی باز به همه‌سو نگریست و مراقب بود. حتی شاید تحول و نوآوری به صورت مناسب در جریان باشد که نتوانیم از آن بهره بگیریم یا در آن مشارکت بجوییم.
باید آهنگ این قافله را دریافت. تنها آگاهی و دانش است که ما را حفظ می‌کند و به پیش می‌راند. غفلت راه به جایی نخواهد برد.
نوآوری می‌تواند به طور سیستماتیک اداره شود. اگر فرد بداند کجا و چگونه دنبال آن بگردد.همان‌گونه که دراکر‌ (DRUCKER) خاطرنشان می‌کند، نوآوری وظیفه هر رئیسی می‌تواند باشد و این وظیفه با تحقیقی هوشیار برای فرصت‌ها آغاز می‌شود. این‌گونه فرصت‌ها را می‌توان دسته‌بندی کرد، ولی نمی‌توان پیش‌بینی نمود. یافتن این فرصت‌ها و بهره‌برداری از آنها با راه‌حل‌های متمرکز و عملی نیازمند کاری منظم است. با وجود بحث‌های زیاد درخصوص شخصیت‌ کارآفرینی تعداد کمی از کارآفرینان (افراد موفق و برتر)‌ این خصوصیت‌ها را داشته‌اند. آنچه تمامی کارآفرینان موفق به طور معمول دارند، شخصیت خاصی نیست، بلکه تعهدی (الزام)‌ است که به تمرین و بکارگیری سیستماتیک نوآوری دارند.

کارآفرینی کارکرد اصلی نوآوری است. پس این موضوع به فعالیتی خاص گفته می‌شود که در قلب این فعالیت نوآوری قرار دارد و تلاش برای خلق تغییرات هدفمند و متمرکز در پتانسیل‌های اجتماعی یا اقتصادی یک سرمایه‌گذاری محسوب می‌شود.

منابع نوآوری‌

نوآوری‌هایی وجود دارند که از جرقه ناگهانی ذهن یک نابغه ظاهر می‌شوند. با این وجود بیشتر نوآوری‌ها خصوصا آنها که موفق بوده‌اند، نتیجه تحقیق هدفمند و هوشیار آنان برای دستیابی به فرصت‌های نوآوری است که تنها در شرایط خاص یافت می‌شوند.

چهارگونه از این فرصت‌ها داخل شرکت یا صنعت موجود است.

1 - اتفاقات غیرمنتظره‌

2 - ناسازگاری و عدم تناسب‌

3 - نیازمندی‌های فرآیند

4 - تغییرات صنعت و بازار

این منابع با یکدیگر در تماس مستقیم‌اند و در ریسک سختی و پیچیدگی با یکدیگر تفاوت دارند و پتانسیل نوآوری ممکن است هر زمان در ناحیه‌ای قرار گیرد، اما این موارد با یکدیگر، دلیل بیشتر فرصت‌های نوآوری را تشکیل می‌دهند.

اتفاقات غیرمنتظره ابتدا به عنوان ساده‌ترین منبع فرصت‌های نوآوری در نظر گرفته می‌شود. شکست‌ها و موفقیت‌های غیرمنتظره از منابع مولد فرصت‌های نوآوری است؛ زیرا بسیاری از کارهای تجاری یا به آن توجه و اعتنا نمی‌کنند و یا این که از آن ناراحت می‌شوند.ناسازگاری بین انتظارات و نتایج نیز می‌تواند دریچه‌هایی به روی فرصت‌های نوآوری باز کند.

قوانین نوآوری‌

نوآوری‌های سیستماتیک و هدفمند با تحلیل از منابع فرصت‌های جدید آغاز می‌شود بسته به زمینه نوآوری، منابع در زمان‌های مختلف اهمیت متفاوتی دارند.

یک نوآوری برای موثر بودن باید ساده و متمرکز باشد و فقط باید یک کار را انجام دهد. در غیر این صورت مردم را گیج می‌کند در حقیقت بزرگ‌ترین تحسینی که یک نوآوری می‌تواند دریافت کند، این است که مردم بگویند «این واضح است و چرا به فکر من نرسید؟ بسیار ساده است.»

حتی نوآوری‌هایی که کاربران جدید و بازار جدید خلق می‌کند نیز در راستای یک طراحی کاربردی دقق، تمیز و بادقت باشد.
نوآوری‌های موثر، از فعالیت‌های کوچک آغاز می‌شود و آنها دچار بزرگ‌نمایی نمی‌شوند. سعی می‌کنند تا یک کار مشخص را انجام دهند. اگر یک نوآوری در ابتدا پیشگامی را هدف قرار ندهد، به قدر کافی نمی‌تواند نوآوری داشته باشد.

بالاتر از همه اینها، نوآوری بیشتر عمل است تا نبوغ و نیازمند به دانش دارد.

نوآوری بیشتر نیازمند قوه و ابتکار و هوش است. نیاز به تمرکز دارد. در حقیقت نوآوران بندرت در بیش از یک زمینه کار می‌کنند و در نوآوری همانند هر تلاش دیگری استعداد، هوش، قوه ابتکار و دانش نهفته است.

نوآوری به کار سخت متمرکز و هدفمند نیاز دارد. اگر در سعی و کوشش و اصرار و پافشاری و تعهد و الزام کوتاهی می‌شود، استعداد و هوش و دانش فایده و ارزش ندارد.

کارآفرین در مقایسه با نوآوری سیستماتیک بیشتر مورد توجه است. به طور مثال، راهبرد مجزای کارآفرینی و قوانین مدیریت کارآفرینی که برای سرمایه‌گذاری بنیان گذاشته، برای سازمان‌های خدمات عمومی و ریسک‌های جدید مورد نیاز است.


کلمات کلیدی: نوآوری ،کلمات کلیدی: پرسش مهر
 
نوآوری و شکوفایی برای دستیابی به پیشرفت و عدالت
ساعت ٤:٠٠ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۸ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

رهبر انقلاب با نام‌گذاری سال جدید و تبیین دو هدف مکمل ملی برای دهه چهارم انقلاب، بر شاخص‌های پیشرفت و عدالت و اصلاح ساز و کارهای کشور تاکید کردند. تعیین نام نوآوری و شکوفایی برای سال جدید، توأم با تعیین شفاف دو هدف راهبردی نظام در دهه چهارم؛ یعنی میل به پیشرفت و عدالت، مستلزم تحول در روش‌ها و الگوهای برنامه‌ریزی، مدیریت و نظام اجرایی است.
مقام معظم رهبری با دید بصیر و نافذی که به مسایل کشور، گذشته و آینده و توانایی‌ها و ظرفیت‌های عظیم این ملت در عرصه‌های علم و دانش و منابع ملی و نیروی انسانی دارند، راه عبور از مرحله تجربه را ورود به مرحله شکوفایی و نوآوری دانسته‌اند.
 با نام‌گذ‌اری سال جدید، ادبیات رایج در نظام برنامه‌ریزی و مدیریت و فضای افکار عمومی باید دگرگون شود. باید بر مبنای نامگذاری سال نوآوری و شکوفایی و میل به سطوح برتر پیشرفت و عدالت، به ادبیاتی با کلید واژه‌هایی مانند، تعامل، مشارکت، انسجام، همفکری و همیار‌ی اهمیت بیشتری داده شود.
 در حال حاضر در مقطعی از تاریخ انقلاب‌مان قرار گرفته‌ایم که پس از 30 سال تجربه و فراز و نشیب‌های گوناگون در عرصه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی در حال گذر از مرحله تجربه و ورود به مرحله شکوفایی هستیم. برای رسیدن به این هدف عالی و ورود به مرحله شکوفایی حرکت‌های عادی و تکرار حرکت‌های گذشته پاسخگو نیست. هر ملتی که می‌خواهد در عرصه نوآوری و شکوفایی وارد شود و وظیفه‌ خود را به عنوان بخشی از جامعه‌ بشری انجام دهد و راه‌های بهره‌مندی خود را از زندگی مطلوب‌ترفراهم کند، چاره‌ای جز تلاش و تولید اندیشه و فکر ندارد. تولید دانش و تکیه بر پژوهش و استفاده از خلاقیت‌ها، مبنای نوآوری در اقتصاد و نظام اجتماعی و شکوفایی استعدادهای ملی و فراملی است.
 همه افرادی که به نوعی در تصمیم‌گیری و مدیریت‌های کشور تاثیرگذارند، باید در روش‌های جاری بازنگری کرد و با ابداع و خلق شیوه‌های نو و همچنین با نوآوری در عرصه مدیریت و برنامه‌ریزی به هدف اصلی برای شکوفایی، پیشرفت و رشد همه جانبه کشور رسید. ما باید مبتنی بر مدل بومی و دینی خودمان و با اتکا به دانشمندان جوان و فرهیخته‌ی کشور، به کشورهای پیشرفته‌ی دنیا برسیم. دستگاه‌ها و نهادهای اجرایی ما شاید از لحاظ ظاهری پیشرفته نشان دهند، اما از لحاظ عملکرد ما هنوز هم مدل سنتی خودمان را داریم و این شاید یکی از نقاط ضعف ما باشد. باید به نیروی جوان اعتماد و اعتقاد داشت؛ چرا که اگر جوان‌های باسواد، متخصص و متعهد را در بدنه‌ی دستگاه‌های اجرایی، تحقیقاتی و مدیریتی جایگزین کنیم به طور قطع به موفقیت خواهیم رسید؛ ولی اگر بخواهیم با نیروهای قدیمی، که تفکرشان از ساختاری که خودشان شکل داده‌اند جلوتر نمی‌رود، ادامه دهیم به پیشرفت نمی‌رسیم.
 تاریخ بشر همواره نشان داده است که عده‌ای با تلاش زمینه‌ساز فراهم کردن مقدماتی شده‌اند. در یک دوره زمانی این مقدمات به ثمر نشسته و یک فهم، روش، دانش، و یا ابزار جدید برای زندگی جدید فراهم شده است.
 هیچ عرصه‌ای در هیچ زمانی نیست که احتیاج به نوآوری و شکوفایی نداشته باشیم؛ چراکه طول راهی که منجر به رسیدن به مقصد نهایی نوآوری و شکوفایی خواهد شد بیشتر از آن است که مجموعه‌ بشریت تا به حال آن را پیموده‌ است.
 بنابراین با اصلاح و بهینه‌سازی نظامات اقتصادی و اجتماعی در داخل و ارتقاء جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی، دهه چهارم انقلاب دوره شکوفایی ظرفیت‌های بالقوه کشور و نوآوری در عرصه‌های پیشرفت و عدالت خواهد بود.
ان شاء الله

 

برگرفته از وبلاگ : سایت ایران سهراب


کلمات کلیدی: پیشرفت ،کلمات کلیدی: نوآوری
 
خلیج همیشه فارس
ساعت ۳:٠۳ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢ اردیبهشت ،۱۳۸٧  

برای تغییر نام خلیج .... به خلیج فارس در Google Earth به سایت زیر رفته و امضا کنید:
http://www.petitiononline.com/sos02082/petition-sign.html


 


 
عناصر اصلی در نوآوری و شکوفایی
ساعت ٥:٠٩ ‎ق.ظ روز جمعه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٧  

مقاله حاضر پاسخی است به این پرسش که عناصر اصلی در نوآوری و شکوفایی جوامع کدامند؟ و چه ارتباطی میان فرهنگ و تمدن و ارزشهای فرهنگی بانوآوری و شکوفایی وجود دارد؟ که با هم آن را از نظر می گذرانیم.

 

فرهنگ و تمدن، مأموریت راهبردی بشر

بازسازی تمدن از وظایف دایمی جوامع بشری است. قرآن از بشر می خواهد تا در آبادانی زمین و بهره گیری از همه مواهب زمینی تلاش کنند. آبادانی به عنوان وظیفه شرعی و تکلیف الهی برای انسان ها معرفی شده و به عنوان یکی از راهبردهای اساسی در دستور کار آنها قرارگرفته است.

انسان به عنوان خلیفه الهی در زمین مأموریت یافته تا زمین را مدیریت کرده و با عناصر وجودی خویش، آن را به سوی هدف اصلی آفرینشش هدایت کند. عناصر وجودی که در ذات انسان سرشته شده به گونه ای است که می تواند همه اهداف مورد نظر خداوند را برآورده سازد و برخلاف تحلیل و پیش بینی دیگرانی چون فرشتگان، از این توان برخوردار می باشد که به عنوان ربوبیت طولی عمل کرده و هر موجود و عنصر زمینی را به درست ترین شکل بهره برداری کنند و به کمال شایسته و بایسته خود برساند.

این مأموریت راهبردی بشر به شکل فرهنگ و تمدن بروز و ظهور می یابد. آن چه را که ما در اصطلاح زبانی خود از آن به فرهنگ و تمدن یاد می کنیم در حقیقت همان مأموریت بشری است. تمدن شکل تجسمی همان فرهنگ متعالی است که بشر در زمان دست یابی به شکوفایی و رشد به دست می آورد و به صورت عناصر عینی و تجسمی آشکار می سازد. از این جوامع با فرهنگ، دارای تمدن های پیشرفته و متعالی هستند که نمود عینی آبادانی زمین می باشد.

 

زمین با عناصر تمدنی، آباد می شود و هر یک از عناصر و موجودات آن به دست آدمی پرورانده می

نوآوری به معنای ایجاد چیزهای نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید و یا قدیمی در شکل نو و ابتکاری است.

 شوند و به کمال شایسته خویش دست می یابند. بر این اساس بازسازی تمدنی و فرهنگ، مأموریت دایمی و همیشگی بشر دانسته شده است. بازسازی فرهنگی و تمدنی به معنای آن است که بشر در شکل جوامع و ملت های همسو و همدل و همگرا می بایست همواره مواردی را که مطلوب نیست و یا مطلوبیت خود را در شرایط خاص از دست داده بازنگری و بازسازی کند و آن را متناسب با شرایط، سامان دهی نماید.

بازسازی فرهنگی و تمدنی همانند فرهنگ سازی و تمدن سازی، امری دشوار است، اما به جهاتی این دشواری کم تر می باشد؛ زیرا در طول تاریخ تمدنی بشر، مجموعه های مهم و پشتوانه های بسیاری فراهم آمده که می تواند برای هر ملتی مفید و سازنده باشد و با بهره گیری از آن، متناسب با شرایط نوشونده و نیازهای تازه و جدید عمل کرده و پاسخ های درخور و شایسته به مأموریت راهبردی خود در قبال هستی و زمین و زمان دهد.

 

جایگاه ارزش ها و اصول در بازسازی تمدنی

نوآوری به معنای ایجاد چیزهای نوین برای پاسخ گویی به نیازهای جدید و یا قدیمی در شکل نو و ابتکاری است. نوآوری زمانی می تواند مفهوم و معنای درستی یابد که ارتباط صحیح و کاملی میان نوآوری ها و اهداف و راهبردهای هر جامعه و یا شخص وجود داشته باشد. به این معنا که هر نوآوری نمی تواند مفید و سازنده باشد بلکه حتی اگر در راستای اهداف اصلی و راهبردی نباشد می تواند بسیار زیانبار و خطرناک باشد. از این رو گفته اند مطلق نوآوری، امری مفید و سازنده نیست.

این در حالی است که مطلق شکوفایی، امری پسندیده ومفید ارزیابی می شود؛ زیرا شکوفایی به معنای آزادسازی و بهره گیری از همه سرمایه ها و نیروها و توان های فردی و یا جمعی است. اگر به گیاهان توجه شود به خوبی این معنا درک می شود که آنها از توان و نیرویی که ذخیره ساخته اند به خوبی بهره می گیرند و به شکل غنچه های زیبا آن را شکوفا ساخته و در نهایت گل ها و میوه های زیبا و مفیدی را به هستی و جهان ارایه می دهند. بنابراین می توان گفت که ارتباط تنگاتنگی میان سرمایه های فرهنگی و تمدنی و شکوفایی وجود دارد. این بدان معنا خواهد بود که شخص و یا جامعه اگر بخواهد معنای شکوفایی را در خود و جامعه بروز و ظهور دهد می بایست از عناصر و سرمایه های وجودی خود بهره گیرد. این گونه است که هرگونه گسست فرهنگی و تمدنی می تواند بسیار آسیب زا باشد و جلوی شکوفایی را بگیرد. عناصر فرهنگی و تمدنی هر ملتی سرمایه های آن ملت است که با استفاده از آن می تواند در مسیر تعالی و تکامل گام بردارد. هرگاه ملت و جامعه ای به خوبی و درستی از سرمایه های اندوخته در طول تاریخ خویش بهره گیرد به سادگی می تواند بسیاری از پرسش ها و نیازهای خود را پاسخی در خور دهد.

از این جاست که نقش سازنده ارزش ها و اصول در بازسازی فرهنگی و تمدنی آشکار می شود. به این معنا که هر جامعه و ملتی برای دست یابی به اهدافی کلان گرد آمده و بر اساس اصول ارزشی خاصی شکل یافته اند، این اصول ارزشی هستند که ملت را در کنار هم قرارداده و انگیزه اصلی همدلی و همگرایی و همسویی مردم شده است. بنابراین عناصر فرهنگی در حقیقت به معنای عناصر روانی و روحی هر جامعه است و بی آن جامعه و ملت همانند جسدی می شود که روح از آن بیرون رفته است. عناصر فرهنگی و اصول های ارزشی هر جامعه ای در حقیقت روح و جان کالبد ملت و تمدن های ملی و یا فراملی است. عناصر فرهنگی و اصول ارزشی است که به سازه های بشری معنا و مفهوم می دهد. هر ابزار و سازه تمدنی چون تلویزیون و یا رادیو و رایانه، زمانی معنا و مفهوم می یابد که عناصر فرهنگی و بهره گیری از آن شناسایی شده و به درستی به کار گرفته شود؛ وگرنه چیزی بی ارزش و بی معنا خواهد بود.

ارزش ها

اصول ارزشی، جانمایه تمدنها

جوامع در پناه عناصر فرهنگی معنا و مفهوم می یابند و اصول ارزشی و فرهنگی در حقیقت جان تمدن هستند.

از این رو در بازسازی تمدنی می بایست این مسئله مورد توجه قرارگیرد که این بازسازی به دور از اصول ارزشی انجام نشود تا گسست فرهنگی پدیدار نگردد.

بازسازی فرهنگی نیز می بایست این گونه باشد و عناصر فرهنگی که مورد بررسی و تحلیل و تغییر قرارمی گیرد می بایست با توجه به اصول اساسی و اصلی فرهنگی انجام شود و از هرگونه تضادی با آن در امان ماند وگرنه هرگونه بازسازی فرهنگی در بیرون از چارچوب های اصول اساسی می تواند به گسست فرهنگی همانند گسست نسلی بیانجامد که پیامد آن چیزی جز فروپاشی تمدنی نخواهد بود.

همان گونه که در شکوفایی نیاز است تا شخص و جامعه از همه سرمایه های وجودی و دارایی های خود بهره گیرد و آن را به منصه ظهور برساند و از آثار و پیامدهای سازنده آن بهره مند شود همینطور می بایست در نوآوری ها عناصر اصلی و اصول ارزشی را حفظ کند تا جلوی هرگونه گسست تمدنی و فرهنگی گرفته شود و ارتباط میان گذشته با آینده گردد.

 

نوآوری در محور ارزش ها

می توان گفت تنها آن نوآوری برای تمدن ها و ملت ها مفید و سازنده است که براساس اصول ارزشی و فرهنگی باشد؛ زیرا جوامع براساس اصول اساسی شکل گرفته که خاستگاه آن عقل مستقل، عقلانیت جمعی و اصول ارزشی وحیانی است که از آن به دین تعبیر می کنند. در حقیقت جوامع بشری براساس نیازهای جمعی شکل گرفته و برای دست یابی به اهدافی عقلانی و عقلایی چون عدالت، آرامش، امنیت، آسایش، آزادی و قانون گرایی و مانند آن ایجاد شده است.

بشر دارای تفاوت هایی در روش های دست یابی و تنظیم اهداف ابتدایی، میانی و غایی است که این امر تفاوت های فرهنگی را سبب می شود. این تفاوت های فرهنگی البته متاثر از عوامل مختلفی چون شرایط محیطی و جغرافیایی و نیازهای زمانی و مکانی است، بنابراین، برخی از ویژگی هایی از این دست خود را بر فرهنگ و ارزش های فرهنگی تحمیل می کند که نادیدن آن ها یا نادیده گرفتن آن ها می تواند بسیار خطرناک و زیانبار باشد.

آن چه ملتی را از دیگر ملت ها و جوامع متمایز می کند همین تفاوت های فرهنگی است. به عنوان نمونه در مناطقی که چهار فصل وجود ندارد و آب و هوای آن دو فصلی است نمی توان از این مسئله سخن گفت و متأثر از آن بود. در حالی که در مناطقی که آب و هوای آن چهار فصلی است فرهنگ هایی براساس این اختلاف آب و هوائی پدید می آید و نیازهای خاصی را می طلبد که تمدن به آن ها به شکل تجسمی پاسخ می دهد.

از این رو برخی از ارزش های فرهنگی خاص و نیازهای تمدنی خاص پدید می آید و این در حالی است که در جوامع دیگر و یا مناطق فرهنگی و تمدنی دیگر نمی تواند معنا و مفهوم درستی یابد و امری لغو و بیهوده است.

این دسته از ارزش ها هر چند که نمی تواند به عنوان ارزش های فرهنگی و تمدنی بشری قلمداد گردد ولی تمدن و فرهنگ ها را تحت تأثیر خود قرار می دهد و نمی توان به سادگی از کنار آن ها گذشت. این گونه است که می بایست به این دسته از ارزش های تمدنی و فرهنگی نیز توجه کافی مبذول داشت و در بازسازی تمدنی و فرهنگی از آن غافل نشد.

هر نوآوری و بازسازی فرهنگی و تمدنی می بایست در چارچوب و محوریت اصول ارزشی جامعه و ملت باشد تا بتواند افزون بر مفید بودن، تأثیر کاملی را به جا گذارد و موجبات شکوفایی و پیشرفت تمدنی جامعه را فراهم سازد.

قرآن حتی یکی ازماموریت ها و وظایف پیامبران و به تبع آن دولت اسلامی را مبارزه با هرگونه بدعت هایی برمی شمارد که با عناصر عقلانی و عقلایی و وحیانی در تضاد است و برخاسته از اوهام و خیالات و خرافات می باشد و یا موجب می شود تا آدمی نتواند ازمواهب طبیعت بهره گیرد و یا از ماموریت آبادسازی و تمدن سازی زمین باز ماند.

بدعت یا نوآوری زیانبار و ضدارزشی

در آیات قرآنی از مسئله نوآوری به دو شکل سخن به میان آمده است. قرآن با آن که مردم را به رشد و تعالی از طریق بهره گیری ازهمه دانش ها و علوم اکتسابی و علوم تجربی و حسی دعوت می کند و حتی خود در حوزه قوانین همواره از قوانین تازه و متناسب با شرایط زمانی و مکانی جوامع سخن می گوید و قوانین را به دو دسته ثابت و متغیر بخش کرده و حتی منطقه فراغی را برای برخی از قوانین و یا در حوزه شکلی و روشی ارایه می دهد، با این همه از هرگونه بدعت و نوآوری در بیرون ازچارچوب های اصول و ارزش های راهبردی باز می دارد.

این بدان معناست که هر نوآوری تمدنی نیز می بایست در حوزه ارزش های راهبردی جامعه و ملت باشد تا بتواند از هرگونه گسست میان عناصر تمدنی با عناصر فرهنگی جلوگیری نماید.

به این معنا که نوآوری ها در حوزه فناوری ها و عناصر تمدنی می بایست در چارچوب عناصر فرهنگی پذیرفته شده عقلی و عقلایی و شرعی باشد تا بتواند رشد و تعالی انسانی را به دنبال داشته باشد؛ زیرا هرگونه گسست میان عناصر فرهنگی و نوآوری تمدنی می تواند تمدن را بی روح گرداند و آن را به کالبدی بی جان تبدیل کند که نتواند نیازهای واقعی بشر و یا جامعه و ملتی را برآورده سازد. فرهنگ می بایست در همه سازه های تمدنی و نوآوری های فیزیکی، خود را نشان دهد تا ارتباط کامل میان عناصر فرهنگی و فن آوری ها و نوآوری های تمدنی کمال بشری را رقم زند.

قرآن در آیات بسیاری بدعت و نوآوری هایی را که بیرون از چارچوب و محور اصول ارزشی و فرهنگی باشد به عنوان نوآوری های زیانبار قلمداد کرده و از امت اسلام خواسته است تا از آن پرهیز کنند.

قرآن حتی یکی ازماموریت ها و وظایف پیامبران و به تبع آن دولت اسلامی را مبارزه با هرگونه بدعت هایی برمی شمارد که با عناصر عقلانی و عقلایی و وحیانی در تضاد است و برخاسته از اوهام و خیالات و خرافات می باشد و یا موجب می شود تا آدمی نتواند ازمواهب طبیعت بهره گیرد و یا از ماموریت آبادسازی و تمدن سازی زمین باز ماند. (اعراف آیه 32 و نیز انعام، آیات 143- 145 و 148 و 150)

قرآن از بشر می خواهد که نوآوری هایش در چارچوب اصول ارزشی و فرهنگی درست باشد و در هر زمینه چه روشی و یا شکلی و حتی در برخی ازمحتوا اگر نوآوری دارد می بایست از اصول کلی ارزشی بیرون نباشد تا بتواند برای شخص و جامعه و زمین مفید و سازنده باشد.

چگونه

ماموریت تمدن سازی بشر

چنان که گفته شد ماموریت بشر در زمین آبادانی است و خداوند به صراحت می فرماید: هو الذی انشاکم من الارض و استعمرکم فیها (هود آیه 61) او خداوندی است که شما را از زمین ایجاد کرد و برای آبادانی در زمین به کارگرفت. این حقیقت به معنای آن است که ماموریت بشر در زمین و هدف از آفرینش انسان در آن ماموریت، تمدن سازی است. به عبارت دیگر یکی از ماموریت های بشری آن است که زادگاه خویش را که زمین است آباد گرداند و آبادانی زمین به اشکال مختلف انجام می شود که یکی از آن ها تمدن سازی و بهره گیری از عناصر زمینی برای سازه های خلاقانه و ابتکاری بشر است.

از آن جایی که ماموریت بشر از سوی خداوند تمدن سازی بیان شده می بایست همه عناصر و مولفه های مورد نیاز برای این ماموریت در وی نهادینه شده باشد و آدمی طوری سرشته شود که بتواند این ماموریت را با ابزارها و توانایی های ذاتی خویش به سرانجام خوش برساند. از این رو در آدمی همه عناصر مورد نیاز و در زمین همه ابزارها و مواد خام برای این کار فراهم آمده است. آن چه در آدمی به صورت فردی و جمعی سرشته شده، به عنوان اسما و نام های الهی، خوانده شده است. این گونه است که آدمی، خلاق و مبتکر و معلم و مبدع و مانند آن می باشد.

این توانمندی ها در یک فرآیند زمانی و هم چنین رشدی به بلوغ و کمال می رسد و شخص می تواند از آن ها برای دست یابی به نیازهای فردی و جمعی بهره گیرد. از این مسئله در روان شناسی به شکوفایی یاد می شود و خودشکوفایی اصطلاحی است که به معنای بهره گیری شخص از همه سرمایه های ذاتی می باشد.

در حوزه اجتماعی و تمدنی نیز می بایست هر جامعه ای از همه عوامل درونی و بیرونی و سرمایه های ذاتی و جمعی و عناصر موجود در محیط زیست خویش بهره گیرد تا بتواند به تمدنی با روح فرهنگ سازنده دست یابد.

این ها بخشی از مسئله است که در این نوشتار بدان اشاره شده است. مباحث زیادی در این حوزه مطرح است که در فرصتهای دیگر قابل طرح می باشد.

  

علیرضا صدرایی- کیهان


 
 
 

پیوند به وبلاگ

وبلاگ پرسش مهر 8 شهرستان آران وبيدگل-شهر نوش آباد

وبلاگهاي ديگر من

آخرين جمعه

باکاروان

پلاک بهشت

زلال نرگس

مهرورزيدن -پرسش مهر7

پرسش مهر6

صدف حجاب

آشنای توس

کريمه درقم

کتاب مبين

سوره مبارکه دهر

پرسش مهر5

رسول رحمت

اتحادملی

انسجام اسلامی

قرآن/عربی/فارسی/انگليسی
سيری در سيره ائمه اطهار
سيری در نهج البلاغه
پرتوي از اسرار نماز
يكصد و چهارده نكته درباره نماز
راز نماز
تفسير نماز
آشنايى با نماز
 آئِنه اسرار
امامت,غيبت,ظهور
اصالت مهدويت در اسلام از ديدگاه اهل تسنن
جلوه هاى پنهانى امام عصر
 زيارت ناحيه مقدسه
 سوز هجران
ظهور حضرت مهدي عليه السلام از
 ديدگاه اسلام و مذاهب و ملل جهان
 گفتمان مهدويت
مهدى منتظر در نهج البلاغه
نشانه هاى يار و چكامه انتظار
عدل الهی
قیام و انقلاب مهدی
عریضه نویسی
   راهی به سوی حقیقت
 امامت و غیبت از دیدگاه علم کلام
  انتظار بهار و باران
  حضرت مهدی عج فروغ تابان ولایت
  چهل حدیث امام مهدی عج در کلام امیرالمومنین علیه السلام
  کرامت های حضرت مهدی علیه السلام
  طاقه گلی از خرابات
  مهر بیکران  
  رجعت در اندیشه شیعی
  شیوه های یاری قائم آل محمد علیه السلام
 ویژگی های حضرت مهدی علیه السلام
  ظهور
  ناپیدا ولی با ما
  عصر زندگي و چگونگي آينده اسلام و انسان وبلاگ آخرین جمعه
نشانه هاي ظهور او وبلاگ آخرین جمعه
عصر ظهور وبلاگ آخرین جمعه
راه مهدي وبلاگ آخرین جمعه
چشم به راه مهدي وبلاگ آخرین جمعه
سیری در نهج البلاغه
سیری در سیره ائمه اطهار

 

گفتگو با  سید

 

آرشيو مطالب

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 

وبلاگ منجي در اديان